سنندج خبرنگار آفرينش
تاريخ نويسان و موسيقي دانان معروف جهان معتقدند که ; کردستان مهد تمدن موسيقي جهان به حساب مي آيد.
گزنفون تاريخ نويس يوناني در اين باره نوشته : بعد از حمله يونان به ايران و شکست کوروش هخامنشي از يوناني ها ، هنگامي که لشگر يونان قصد بازگشت از کردستان را داشت ، کردها با خواندن نغمه ها و سرودهاي دسته جمعي ، يوناني ها را مورد حمله قرار دادند.
گزنفون افزوده که : چگونه کردها در آن زمان با هنر موسيقي آشنايي داشتند و حتي از آن در جنگ ها هم استفاده مي کردند.
در ويژه نامه موسيقيايي " فاسکه که " که در فرانسه منتشر مي شود ، آمده که ايران قديم و سرزمين "ميسوپوتاميا" يعني جايگاهي که کردها اکنون در آن سکونت دارند ، قديمي ترين مهد موسيقي جهان بوده است.
به نوشته اين نشريه ، تمام ملودي هاي ايراني در اينجا منظور ايراني بودن ملودي ها يعني جايي که فرهنگ آريايي در آنجا حضور داشته ، نه مرز جعرافيايي و سياسي ايران کنوني در جهان بي همتا و بي نظير است.
قوم کرد به عنوان يکي از قديمي ترين اقوام آريايي به علت بهره بردن از فرهنگ غني ايراني داراي اصيل ترين موسيقي و ملودي هاي جاودان و بزرگ است.
براي دستيابي به غناي موسيقي کردي بايد از زرتشت و فرقه اهل حق شروع کرد ، زيرا اگر کرد خود را وارث تمدن ماد مي داند ، زرتشت نوه به حق مادهاست و پيروان اهل حق نيز به حق کرد هستند و در کردستان زندگي مي کنند و به زبان کردي گوراني سخن مي گويند.
بر اساس کتاب هاي قديمي اهل حق ، هنر موسيقي از زمان هاي قديم مورد توجه مردم اين آيين بوده است.
در نامه سرانجام (سرود يارسان) يکي از قديمي ترين کتابهاي اهل حق آمده است : زماني که خداوند قصد داشت روح را در کالبد آدم بدمد ، روح در کالبد آدم قرار نگرفت تا اينکه بعد از چند روز خداوند به بنيامين دستور داد که روح را در کالبد آدم بدمد و بنيامين آوازي براي روح خواند و روح در کالبد آدم جاي گرفت .
موسيقي کردي در ميان مردم کردستان داراي يک پيوند ناگسستني با زندگي روزمره مردم است ، بسياري از صاحب نظران کرد معتقدند : موسيقي کردي يکي از اصيل ترين موسيقي هاي ايراني که با گذشت قرن ها ، ويژگي هاي خود را در فولکلور عامه کرد زبان هاي ايراني حفظ کرده است.
سازهاي رايج در موسيقي کردي ني ، سورنا ، نايه ، دهل ، تنبک ، تنبور و کمانچه است.
به طور کلي در موسيقي ايراني ملودي هايي در قالب هفت دستگاه ماهور ، شور ، نوا ، همايون ، سه گاه ، چهارگاه و پنج گاه جاي مي گيرند.
اما غير از هفت دستگاه معروف فوق يک دستگاه مشهور ديگر وجود دارد و آن دستگاه " اصفهان " مي باشد.
بسياري از موسيقيدانان معتقدند اين دستگاه بخشي از دستگاه شور است و بسياري ديگر بر اين باورند که شاخه اي از همايون است. آوازهاي " قه تاري " کردي در همين دستگاه جاي مي گيرند.
در ميان هفت دستگاه فوق ، دستگاه شور از ساير دستگاه ها وسيع تر و بزرگ تر است زيرا اگر چه در ساير دستگاه ها ، چندين آواز ديگر جاي مي گيرد ، اما دستگاه شور علاوه بر اين خود داراي چندين " گوشه " ديگر مي باشد. اين گوشه ها شامل ابوعطا ، بيات ترک يا بيات زند ، افشاري ياهه وشار ، ده شتي و بيات کرد مي باشد. بسياري از آوازهاي کردي مانند کابوکي ، شاييک ده گري ، گول نيشان گول نيشان و اکثر آوازهاي حيران در دستگاه شور جاي دارند.
هنر موسيقي هر ملتي وقتي پيشرفت مي کند که فرهنگ ملي آن ديار، مورد توجه باشد و شرط پيشرفت ، توسعه و احيا» آن در فرهنگ مردم نهفته است.
کردها به فرهنگ ، زبان ، ادبيات ، سنت و موسيقي خود بسيار علاقه مند و به همين دليل در اين مورد پيشرفت کرده اند.
کردستان با ديرينه حماسي و عرفانيش ، با صفا و سادگي عاطفي ساکنانش و با طبيعت بکر و دست نخورده اش از روزگاران کهن تا به امروز همواره پرورش دهنده موسيقيدانان بزرگي بوده است.
موسيقي کردي داراي شيوه ها و آوازهاي مختلف است که در زير به آنها اشاره مي کنيم.
بيت
بيت ، يکي از مهم ترين مقام هاي کلاسيک کردي که در جنگ ها ، جوانمردي ها و حماسه ها به کار برده مي شود و در ستايش خالق يکتا و پيامبر گفته شده که نام ديگر آن در موسيقي کردي " بالوره " مي باشد.
بالوره گويان ، بي پرده و بي واهمه آوازشان را از هر قسم که باشد سر مي دهند زيرا مي دانند که کسي از آنان دلتنگ نمي شود. بيت خواني مبتني بر نغمه هاي کاملا ساده و بدون رعايت وزن و قافيه است.
اين آواز کردي بيشتر در مناطق مهاباد ، مکريان و بوکان نواخته مي شود.
سوز و مقام
سوز و مقام يکي ديگر از انواع شيوه هاي موسيقي کردي مي باشد . مهم ترين ويژگي اين آواز کردي توجه به سوز درون ، شکايت و زاري و چون با قدرت تمام صورت مي گيرد به آن سوز و مقام مي گويند ، اين آواز در اکثر مناطق کردستان وجود دارد.
سياه چمانه
سياه چمانه يکي ديگر از مهم ترين آوازهاي کردي مي باشد . اين آواز به شکل هجايي و دو مصراعي به سبک و سياق ايرانيان کهن سروده مي شود و به علت همزيستي با مسايل عرفاني رنگ و بوي جديدي هم به خود گرفته و در پاره اي مواقع به آن مقام شيخانه يا صوفيانه هم مي گويند.
شمس قيس رازي در کتاب المعجم في معايير اشعار عجم به سياه چمانه اشاره مي کند و مي گويد که اين آواز مختص منطقه هورامان کردستان است .
در مورد وجه تسميه سياه چمانه نظرهاي گوناگوني وجود دارد . اما براساس يک نظريه معروف واژه سياه به معناي رنگ سياه و چمان که همان جمان بوده از کلمه کردي جامه گرفته و به نام جامه سياه درآمده و منظور کسي بوده که در موقع خواندن اين آواز جامه مشکي مي پوشيده است.
اين موسيقي بيشتر در مناطق اورامان ، پاوه ، نودشه ، نوسود ، مريوان و غرب سنندج نواخته مي شود.
هوره
هوره از ديگر شيوه هاي موسيقي کردي است . اين آواز يک مقام بسيار زيباست که سوگ ، ماتم ، غريبي و عزاداري را به شيوه هاي مليح و متين به گوش شنونده مي رساند.
اعتقاد موسيقيدانان اين است که هوره همان ستايش اهورامزدا بوده و کردها که پيروان آيين زرتشت بوده اند ، با اهورامزدا شروع به خواندن مي کنند.
اين آواز در کرمانشاه ، ايلام ، لرستان ، سرپل زهاب ، اسلام آباد ، کرند غرب ، گيلان غرب ، هرسين ، ماهيدشت و سنقروکليايي نواخته مي شود.
حيران
يکي ديگر از آوازهاي کردي حيران مي باشد که از دل بيت سر در آورده و اغلب از متني عاشقانه و پرسوز و گداز با توسل جستن به خالق يکتا ، ائمه و پيامبران برخوردار است. اين آواز بيشتر در مناطق مکريان و مهاباد وجود دارد.
لاووک
لاووک يا لاوژه از ديگر آوازهاي کردي مي باشد که از ترانه هاي کلاسيک کردي سرچشمه گرفته و در ميان کردهاي خراسان به مقام هاي ( لو و هي له لو شوان) خوانده مي شود.
اين مقام مخصوص زنان و وجه تمايز" لاووک " با "حيران" در نوع زبان شعري به کار رفته در آن مي باشد.
لاووک به طور کلي به گويش زبان کردي سوراني اجرا مي شود.
اين آواز در تمام مناطقي که به زبان کردي کرمانجي صحبت مي کنند وجود دارد.
گوراني باشکوه ترين و بزرگ ترين شيوه موسيقي کردي مي باشد . اين آواز عظيم ترين دسته نغمات در موسيقي کردي را دارد و کهن ترين بخش ادبيات موسيقي کردي را شامل مي شود.
در زبان عامه به تمام شيوه ها و آوازهاي موسيقي کردي گوراني نيز گفته مي شود.
چمري
چمري نيز از آوازهاي موسيقي کردي است که به پاس تجليل از وجود باارزش از دست رفته اي اجرا مي شود. اين آواز به معناي شيون ، عزا و نهال قامت خم شده است . چمري همانند نوحه خواني در فارسي و در مناطق مختلف ايلام ، لرستان و کرمانشاه طرفداران زيادي دارد.
اما موسيقي کردي وسيع تر از اين است که بتوان آن را در قالب آوازها يا شيوه هاي محدود و مشخصي گنجاند.
موسيقي کردي بازتاب غناي روحي و معنوي مردم و در عين حال تريبوني براي تفسير مسايل عميق جامعه مي باشد.
نغمه هايي از قبيل مقام هاي الله ويسي ، کوچه باغي ، صمد عسکري و ترانه هاي ملوديکي نيز در موسيقي کردي وجود دارند که بر اشعار هجايي و گاه عروضي استوار هستند .
اگر چه گفته شد که ; مقام ها و آوازهاي کردي ، جزيي از موسيقي قديمي ايران است ، ولي منظور اين نيست که تمام مقام ها و آوازهاي کردي ، بدون کم و کاست ، در چارچوب دستگاه هاي سنتي ايران قرار مي گيرند.
بعضي از آوازها و مقام هاي کردي مانند سياه چمانه و هوره در موسيقي کردي وجود دارند که در داخل دستگاه هاي موسيقي ايراني جاي نمي گيرند و يک دستگاه خاص را مي طلبند.
علت مصونيت اين آوازها از موسيقي ايراني اين است که ; اين مقام ها و آوازها بازمانده موسيقي غني گاتاي آيين زرتشت و هجاي اين شعر نيز در رديف هاي عروضي جاي نمي گيرد و جغرافياي سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپري از اين آوازها دفاع کرده است.
موسيقي کردي از ديرباز داراي ويژگي ، غنا ، ريشه و اصالت بوده و به صورت سينه به سينه نقل شده است .
يکي از موسيقيدانان کردستان در مورد وضعيت موسيقي کردي چنين مي گويد: موسيقي کردي به علت تنوع از غني پرباري برخوردار است و اين غني بودن موسيقي ، ماهيت ، اصالت و ريشه دار بودن آن را نشان مي دهد. به گفته هوشنگ شگرف به علت تنوع زياد موسيقي کردي ، متناسب با هر منطقه کردنشين ، آوازهاي خاص آن منطقه نيز وجود دارد و اين يکي از نشانه هاي پر بار بودن موسيقي اصيل کردي است.
وي مي گويد : به علت تنوع زياد موسيقي کردي ، براي تمام ملودي هاي شاد ، ريتميک ، تراژدي و عزا در موسيقي کردي آواز وجود دارد.
وي در مورد جايگاه موسيقي کردي در ايران گفت : نبايد فراموش کنيم که مردم هر ناحيه به موسيقي محلي خود بيشتر از ساير مناطق توجه مي کنند ولي تنوع و غناي موسيقي کردي باعث شده تا مردم ساير مناطق نيز به ديده احترام به ملودي ها و آوازهاي کردي بنگرند و براي آنها جذابيت داشته باشد. شگرف مي گويد : موسيقي کردي در عصر حاضر چنان ارزشمند و پربها شده که موسيقيدانان ساير ملت ها از ملودي هاي کردي در موسيقي خود استفاده مي کنند و در بسياري از کشورهاي اروپايي هم شاهد هستيم که بسياري از آيين ها و برنامه هاي ملي خود را با موسيقي و ارکستر کردي شروع مي کنند. وي گفت : البته در اين ميان نبايد تاثير شعرهاي پر محتوا و همچنين موسيقيدانان و خوانندگان نامدار کرد را در حفظ اين ميراث کردي ناديده بگيريم. شگرف مي گويد : اگر چه تلاش هاي زيادي انجام شد تا ملودي هاي کردي را با ساير ملودي ها ادغام کنند ولي ملودي کردي همانند طلاي ناب است که با ملودي هاي ديگر ادغام نمي شود .
هوشنگ شگرف تصريح کرد : دست اندرکاران عرصه موسيقي بايد با استفاده از شيوه اي جديد و سازهاي اصيل کردي موسيقي کردي را بازسازي کنند و به صورت گسترده در جامعه منتشر کنند تا هويت موسيقي اصيل کردي همچنان حفظ شود.
هوشنگ شگرف ايجاد و گسترش تئوري هاي موسيقي کردي و ملودي هاي کردي در مقاطع دانشگاهي و تحصيلي را يکي ديگر از راهکارهاي خود براي حفظ موسيقي کردي مي داند.
وي در ادامه افزود : جواناني که در دوران تحصيل در کردستان به موسيقي کردي علاقه مند مي شوند پس از پذيرش در دانشگاه و در رشته موسيقي به علت نبود رشته موسيقي کردي در دانشگاه مورد پذيرش ، ناچار به موسيقي ايراني و يا فارسي روي مي آورند و اين خود مي تواند تاثيرات منفي در اصيل نگهداشتن موسيقي کردي بر جاي بگذارد.
وي افزود : از طرف ديگر جوان تحصيلکرده کردي که در دانشگاه هاي تهران پذيرفته مي شوند به علت نبود امکانات موسيقي به کردستان برنمي گردند و در تهران کار موسيقي را ادامه مي دهند که اين عامل نيز باعث مي شود در دراز مدت موسيقي کردي کمرنگ شود .
يکي ديگر از موسيقيدانان کرد در اين مورد مي گويد : موسيقي کردي يکي از پربارترين ، غني ترين و ارزشمندترين موسيقي نواحي ايران و در ميان موسيقي نواحي ، موسيقي کردي بيشترين تاثير را داشته است.
شهرام عليمحمدي افزود : تنوع ريتمي ، ملوديک و تعدد بافت هاي آوازي و سازي که در موسيقي کردي وجود دارد رنگ و بويي خاص به اين نوع موسيقي داده است.
به اعتقاد وي در هر منطقه از کردستان فرم و بافت مخصوص براي موسيقي وجود دارد و شرايط جغرافيايي و اقليمي آن منطقه بر نوع موسيقي آن منطقه تاثير گذاشته و براي مثال موسيقي منطقه هورامان با موسيقي منطقه بان ليلاخ تفاوت زيادي دارد.
وي افزود: در اورامان به علت ناهموار بودن منطقه از نظر توپولوژيک و شرايط جغرافيايي ، موسيقي گه ريان نداريم ولي در مناطقي که زمين مسطح و همواري وجود دارد اين نوع موسيقي بيشتر به چشم مي خورد.
وي اعتقاد دارد به علت پتانسيل قوي ، عنايتي که در مناطق مختلف وجود دارد و به علت ارتباط نزديک فرهنگ مناطق کردنشين و تبادلات فرهنگي با همديگر ، موسيقي کردي هم تاثير گرفته و هم تاثير گذاشته ، اما به وضوح مي توانيم بگويم که تاثيرگذاري موسيقي کردي بر ساير موسيقي ها بيشتر از تاثيرپذيري آن بوده است.
به گفته وي به علت وجود رسانه هاي زياد و دسترسي آسان به موسيقي ساير مناطق و نواحي ، تاثيري که موسيقي کردي از موسيقي هاي ديگر مي گيرد به مراتب بيشتر است .
عليمحمدي تصريح کرد : براي مثال در هيچ کشور و يا منطقه اي فرم هاي خاصي از موسيقي مانند لاووک و حيران وجود ندارد ولي در منطقه کردستان اين نوع موسيقي به دليل قدمت آن وجود دارد.
وي افزود : به همين دليل مي توان کردستان را پلي براي ارتباط بين موسيقي قديمي ايران با موسيقي جديد ايران قلمداد کرد.
به اعتقاد وي امروزه تهديداتي که موسيقي کردي را در خطر نابودي قرار داده به مراتب بيشتر از مسايلي است که براي اين نوع موسيقي امنيت ايجاد کره است.
وي افزود : مجموعه عواملي وجود دارند که باعث مي شوند موسيقي کردي يا از بين بروند ، يا به فراموشي سپرده شوند ، يا زلالي خود را از دست بدهند و يا تغيير شکل دهند.
وي ادامه داد : به نظر مي رسد که تغيير شکل موسيقي کردي بيشتر از ساير عوامل تهديدکننده آن تاثير گذاشته و در اين راستا نبود موسسه و يا انستيتوي براي جلوگري از تغيير موسيقي کردي و يا حفظ آن به اين عامل سرعت داده است.
اين موسيقيدان افزود : برخوردي که با موسيقي کردي مي شود يک نوع برخورد مدگراست يعني نسل جوان با استفاده از تاثيرات و بازتاب رسانه ها و بدون اينکه از دارايي هاي خود استفاده کند ، خود را با آن رسانه وفق مي دهد و موسيقي او نيز تحت تاثير اين نوع برخورد قرار مي گيرد . وي بيشترين خطرات موسيقي کردي را از جانب جوانان مي داند و مي افزايد : در اين نسل کمتر کسي را داريم که با استفاده از فرم هاي اصيل موسيقي خود آواز بخواند و يا به احياي آن بپردازد و حتي در برخي از اوقات برخورد نسل جوان با موسيقي کردي باعث به هجو کشيدن آن مي شود .
وي در ادامه با اشاره به اينکه موسيقي کردي در پاره اي از موارد به علت استفاده از سازهاي الکترونيکي باعث محسور شدن نوازندگان قديمي و سنتي شده افزود : البته اين بحث دليلي براي رد مطلق سازهاي الکتريکي و يا تاييد کامل آن نيست.
وي گفت : اگر بتوانيم با استفاده از مصالح موسيقي کردي مانند سازها ، فرم هاي آوازي ، ريتم ها و ملودي هاي کردي موسيقي کردي را امروزي کنيم به راحتي مي توان بين موسيقي کهن و قديمي کردي با امروزي پل ارتباطي برقرار کرد. به گفته وي با اين کار هم مي توانيم موسيقي سنتي و قديمي خود را تثبت کنيم و هم مي توانيم تهاجمات وارده بر موسيقي جلوگيري کنيم. وي حفظ فاصله در موسيقي را يکي از عناصر مهم و ارزشمند براي حفظ يک نوع موسيقي مي داند و مي گويد : مثلا در بلوچستان چون فواصل موسيقي به خوبي رعايت مي شود ، موسيقي آن ديار همچنان اصيل مانده ، اما در کردستان چون فاصله رعايت نمي شود موسيقي حالت اصيل خود را از دست داده و مردم هم کم کم به اين نوع موسيقي عادت کرده اند.
وي نبود يک مکان آکادميک و يا دانشگاهي که در آن بتوان موسيقي کردي را تدريس کرد و يا آموخت از ديگر مشکلات موسيقي کردي مي داند و مي افزايد : واحدهاي آموزشي بيشتر در راستاي موسيقي غربي يا اصيل ايراني تدريس مي کنند و جايگاهي براي تدريس سازهاي اصيل کردي مانند نرمه ني يا سرنا وجود ندارد. به گفته وي در دانشگاهاي داخل کشور بيشتر موسيقي ايراني تدريس مي شود و موسيقدانان هم بيشتر به نوازندگي سازهاي ايراني مي پردازند و چيزي براي موسيقي مقامي و نواحي و محلي نمي ماند.
کردستان مهد تمدن موسيقي جهان
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 0:40
نوشته شده توسط علی آریا
| لینک ثابت |

