سراینده نامی ایران فردوسی توسی(411-329 هجری) در شاهنامه کردان را از نسل کاوه آهنگر میداند و عده ای نیز کردان را به نژاد سامی یا ترک ربط میدهند ویا اینکه هماهنگی و همانندی زبان کردی و فارسی را سند قرارداده و کردها را جزو فارسها می شمارند البته دلیل این است که اینها به لحاظ سیاسی حاضر نیستند کردها را با وجود اینکه دارای زبان و خاک و فرهنگ منسجم و اصیل می باشند ملتی آزاد و مستقل بشناسند.
اکنون بر اساس پژوهشهای دقیق به عمل آمده کاملا ثابت شده که نژاد کرد نمودار طوایف زاگرس :گوتی.لولو.کاسی.نایری.میتانی.سوباری.مانایی.اورارتو.کردوک و... می باشد که در روزگاران کهن در سر زمین زاگرس یا کردستان ساکن بوده اند و با طوایف هند و اروپایی به هم پیوسته اند که باعث مشابهتهایی گشته که اقوام تابعه را بهانه ای بخشیده تا با همنژاد خواندن خود با کردها حرکت آنان را برای استقلال شورش تلقی نموده و به خویش این اجازه را بدهند که حرکت آنان را سرکوب نمایند.
البته تا کنون هیچ مورخی نتوانسته تاریخ دقیق حضور کردها را در سرزمینهایی که هم اکنون سکونت دارند و جاران(قبلا) ساکن بوده اند را مشخص کند چرا که این گونه مینمابد که کردها خیلی قبل تر از آنکه بشود تاریخ را پشتوانه قرار داد در این سرزمینها سکونت داشته اند و چون قبایلی قدرتمند بوده اند بیش از آنکه با نام کرد شناخته شوند با نام قبایلشان که در بالا اشاره شد معروف گشته اند
دلیل اثبات این ادعا همین بس که کردها هم اکنون نیز به نام قبایل و پیشینه خودشان بیشتر مفتخرند تا سرزمینی واحد.
سنندج خبرنگار آفرينش
تاريخ نويسان و موسيقي دانان معروف جهان معتقدند که ; کردستان مهد تمدن موسيقي جهان به حساب مي آيد.
گزنفون تاريخ نويس يوناني در اين باره نوشته : بعد از حمله يونان به ايران و شکست کوروش هخامنشي از يوناني ها ، هنگامي که لشگر يونان قصد بازگشت از کردستان را داشت ، کردها با خواندن نغمه ها و سرودهاي دسته جمعي ، يوناني ها را مورد حمله قرار دادند.
گزنفون افزوده که : چگونه کردها در آن زمان با هنر موسيقي آشنايي داشتند و حتي از آن در جنگ ها هم استفاده مي کردند.
در ويژه نامه موسيقيايي " فاسکه که " که در فرانسه منتشر مي شود ، آمده که ايران قديم و سرزمين "ميسوپوتاميا" يعني جايگاهي که کردها اکنون در آن سکونت دارند ، قديمي ترين مهد موسيقي جهان بوده است.
به نوشته اين نشريه ، تمام ملودي هاي ايراني در اينجا منظور ايراني بودن ملودي ها يعني جايي که فرهنگ آريايي در آنجا حضور داشته ، نه مرز جعرافيايي و سياسي ايران کنوني در جهان بي همتا و بي نظير است.
قوم کرد به عنوان يکي از قديمي ترين اقوام آريايي به علت بهره بردن از فرهنگ غني ايراني داراي اصيل ترين موسيقي و ملودي هاي جاودان و بزرگ است.
براي دستيابي به غناي موسيقي کردي بايد از زرتشت و فرقه اهل حق شروع کرد ، زيرا اگر کرد خود را وارث تمدن ماد مي داند ، زرتشت نوه به حق مادهاست و پيروان اهل حق نيز به حق کرد هستند و در کردستان زندگي مي کنند و به زبان کردي گوراني سخن مي گويند.
بر اساس کتاب هاي قديمي اهل حق ، هنر موسيقي از زمان هاي قديم مورد توجه مردم اين آيين بوده است.
در نامه سرانجام (سرود يارسان) يکي از قديمي ترين کتابهاي اهل حق آمده است : زماني که خداوند قصد داشت روح را در کالبد آدم بدمد ، روح در کالبد آدم قرار نگرفت تا اينکه بعد از چند روز خداوند به بنيامين دستور داد که روح را در کالبد آدم بدمد و بنيامين آوازي براي روح خواند و روح در کالبد آدم جاي گرفت .
موسيقي کردي در ميان مردم کردستان داراي يک پيوند ناگسستني با زندگي روزمره مردم است ، بسياري از صاحب نظران کرد معتقدند : موسيقي کردي يکي از اصيل ترين موسيقي هاي ايراني که با گذشت قرن ها ، ويژگي هاي خود را در فولکلور عامه کرد زبان هاي ايراني حفظ کرده است.
سازهاي رايج در موسيقي کردي ني ، سورنا ، نايه ، دهل ، تنبک ، تنبور و کمانچه است.
به طور کلي در موسيقي ايراني ملودي هايي در قالب هفت دستگاه ماهور ، شور ، نوا ، همايون ، سه گاه ، چهارگاه و پنج گاه جاي مي گيرند.
اما غير از هفت دستگاه معروف فوق يک دستگاه مشهور ديگر وجود دارد و آن دستگاه " اصفهان " مي باشد.
بسياري از موسيقيدانان معتقدند اين دستگاه بخشي از دستگاه شور است و بسياري ديگر بر اين باورند که شاخه اي از همايون است. آوازهاي " قه تاري " کردي در همين دستگاه جاي مي گيرند.
در ميان هفت دستگاه فوق ، دستگاه شور از ساير دستگاه ها وسيع تر و بزرگ تر است زيرا اگر چه در ساير دستگاه ها ، چندين آواز ديگر جاي مي گيرد ، اما دستگاه شور علاوه بر اين خود داراي چندين " گوشه " ديگر مي باشد. اين گوشه ها شامل ابوعطا ، بيات ترک يا بيات زند ، افشاري ياهه وشار ، ده شتي و بيات کرد مي باشد. بسياري از آوازهاي کردي مانند کابوکي ، شاييک ده گري ، گول نيشان گول نيشان و اکثر آوازهاي حيران در دستگاه شور جاي دارند.
هنر موسيقي هر ملتي وقتي پيشرفت مي کند که فرهنگ ملي آن ديار، مورد توجه باشد و شرط پيشرفت ، توسعه و احيا» آن در فرهنگ مردم نهفته است.
کردها به فرهنگ ، زبان ، ادبيات ، سنت و موسيقي خود بسيار علاقه مند و به همين دليل در اين مورد پيشرفت کرده اند.
کردستان با ديرينه حماسي و عرفانيش ، با صفا و سادگي عاطفي ساکنانش و با طبيعت بکر و دست نخورده اش از روزگاران کهن تا به امروز همواره پرورش دهنده موسيقيدانان بزرگي بوده است.
موسيقي کردي داراي شيوه ها و آوازهاي مختلف است که در زير به آنها اشاره مي کنيم.
بيت
بيت ، يکي از مهم ترين مقام هاي کلاسيک کردي که در جنگ ها ، جوانمردي ها و حماسه ها به کار برده مي شود و در ستايش خالق يکتا و پيامبر گفته شده که نام ديگر آن در موسيقي کردي " بالوره " مي باشد.
بالوره گويان ، بي پرده و بي واهمه آوازشان را از هر قسم که باشد سر مي دهند زيرا مي دانند که کسي از آنان دلتنگ نمي شود. بيت خواني مبتني بر نغمه هاي کاملا ساده و بدون رعايت وزن و قافيه است.
اين آواز کردي بيشتر در مناطق مهاباد ، مکريان و بوکان نواخته مي شود.
سوز و مقام
سوز و مقام يکي ديگر از انواع شيوه هاي موسيقي کردي مي باشد . مهم ترين ويژگي اين آواز کردي توجه به سوز درون ، شکايت و زاري و چون با قدرت تمام صورت مي گيرد به آن سوز و مقام مي گويند ، اين آواز در اکثر مناطق کردستان وجود دارد.
سياه چمانه
سياه چمانه يکي ديگر از مهم ترين آوازهاي کردي مي باشد . اين آواز به شکل هجايي و دو مصراعي به سبک و سياق ايرانيان کهن سروده مي شود و به علت همزيستي با مسايل عرفاني رنگ و بوي جديدي هم به خود گرفته و در پاره اي مواقع به آن مقام شيخانه يا صوفيانه هم مي گويند.
شمس قيس رازي در کتاب المعجم في معايير اشعار عجم به سياه چمانه اشاره مي کند و مي گويد که اين آواز مختص منطقه هورامان کردستان است .
در مورد وجه تسميه سياه چمانه نظرهاي گوناگوني وجود دارد . اما براساس يک نظريه معروف واژه سياه به معناي رنگ سياه و چمان که همان جمان بوده از کلمه کردي جامه گرفته و به نام جامه سياه درآمده و منظور کسي بوده که در موقع خواندن اين آواز جامه مشکي مي پوشيده است.
اين موسيقي بيشتر در مناطق اورامان ، پاوه ، نودشه ، نوسود ، مريوان و غرب سنندج نواخته مي شود.
هوره
هوره از ديگر شيوه هاي موسيقي کردي است . اين آواز يک مقام بسيار زيباست که سوگ ، ماتم ، غريبي و عزاداري را به شيوه هاي مليح و متين به گوش شنونده مي رساند.
اعتقاد موسيقيدانان اين است که هوره همان ستايش اهورامزدا بوده و کردها که پيروان آيين زرتشت بوده اند ، با اهورامزدا شروع به خواندن مي کنند.
اين آواز در کرمانشاه ، ايلام ، لرستان ، سرپل زهاب ، اسلام آباد ، کرند غرب ، گيلان غرب ، هرسين ، ماهيدشت و سنقروکليايي نواخته مي شود.
حيران
يکي ديگر از آوازهاي کردي حيران مي باشد که از دل بيت سر در آورده و اغلب از متني عاشقانه و پرسوز و گداز با توسل جستن به خالق يکتا ، ائمه و پيامبران برخوردار است. اين آواز بيشتر در مناطق مکريان و مهاباد وجود دارد.
لاووک
لاووک يا لاوژه از ديگر آوازهاي کردي مي باشد که از ترانه هاي کلاسيک کردي سرچشمه گرفته و در ميان کردهاي خراسان به مقام هاي ( لو و هي له لو شوان) خوانده مي شود.
اين مقام مخصوص زنان و وجه تمايز" لاووک " با "حيران" در نوع زبان شعري به کار رفته در آن مي باشد.
لاووک به طور کلي به گويش زبان کردي سوراني اجرا مي شود.
اين آواز در تمام مناطقي که به زبان کردي کرمانجي صحبت مي کنند وجود دارد.
گوراني باشکوه ترين و بزرگ ترين شيوه موسيقي کردي مي باشد . اين آواز عظيم ترين دسته نغمات در موسيقي کردي را دارد و کهن ترين بخش ادبيات موسيقي کردي را شامل مي شود.
در زبان عامه به تمام شيوه ها و آوازهاي موسيقي کردي گوراني نيز گفته مي شود.
چمري
چمري نيز از آوازهاي موسيقي کردي است که به پاس تجليل از وجود باارزش از دست رفته اي اجرا مي شود. اين آواز به معناي شيون ، عزا و نهال قامت خم شده است . چمري همانند نوحه خواني در فارسي و در مناطق مختلف ايلام ، لرستان و کرمانشاه طرفداران زيادي دارد.
اما موسيقي کردي وسيع تر از اين است که بتوان آن را در قالب آوازها يا شيوه هاي محدود و مشخصي گنجاند.
موسيقي کردي بازتاب غناي روحي و معنوي مردم و در عين حال تريبوني براي تفسير مسايل عميق جامعه مي باشد.
نغمه هايي از قبيل مقام هاي الله ويسي ، کوچه باغي ، صمد عسکري و ترانه هاي ملوديکي نيز در موسيقي کردي وجود دارند که بر اشعار هجايي و گاه عروضي استوار هستند .
اگر چه گفته شد که ; مقام ها و آوازهاي کردي ، جزيي از موسيقي قديمي ايران است ، ولي منظور اين نيست که تمام مقام ها و آوازهاي کردي ، بدون کم و کاست ، در چارچوب دستگاه هاي سنتي ايران قرار مي گيرند.
بعضي از آوازها و مقام هاي کردي مانند سياه چمانه و هوره در موسيقي کردي وجود دارند که در داخل دستگاه هاي موسيقي ايراني جاي نمي گيرند و يک دستگاه خاص را مي طلبند.
علت مصونيت اين آوازها از موسيقي ايراني اين است که ; اين مقام ها و آوازها بازمانده موسيقي غني گاتاي آيين زرتشت و هجاي اين شعر نيز در رديف هاي عروضي جاي نمي گيرد و جغرافياي سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپري از اين آوازها دفاع کرده است.
موسيقي کردي از ديرباز داراي ويژگي ، غنا ، ريشه و اصالت بوده و به صورت سينه به سينه نقل شده است .
يکي از موسيقيدانان کردستان در مورد وضعيت موسيقي کردي چنين مي گويد: موسيقي کردي به علت تنوع از غني پرباري برخوردار است و اين غني بودن موسيقي ، ماهيت ، اصالت و ريشه دار بودن آن را نشان مي دهد. به گفته هوشنگ شگرف به علت تنوع زياد موسيقي کردي ، متناسب با هر منطقه کردنشين ، آوازهاي خاص آن منطقه نيز وجود دارد و اين يکي از نشانه هاي پر بار بودن موسيقي اصيل کردي است.
وي مي گويد : به علت تنوع زياد موسيقي کردي ، براي تمام ملودي هاي شاد ، ريتميک ، تراژدي و عزا در موسيقي کردي آواز وجود دارد.
وي در مورد جايگاه موسيقي کردي در ايران گفت : نبايد فراموش کنيم که مردم هر ناحيه به موسيقي محلي خود بيشتر از ساير مناطق توجه مي کنند ولي تنوع و غناي موسيقي کردي باعث شده تا مردم ساير مناطق نيز به ديده احترام به ملودي ها و آوازهاي کردي بنگرند و براي آنها جذابيت داشته باشد. شگرف مي گويد : موسيقي کردي در عصر حاضر چنان ارزشمند و پربها شده که موسيقيدانان ساير ملت ها از ملودي هاي کردي در موسيقي خود استفاده مي کنند و در بسياري از کشورهاي اروپايي هم شاهد هستيم که بسياري از آيين ها و برنامه هاي ملي خود را با موسيقي و ارکستر کردي شروع مي کنند. وي گفت : البته در اين ميان نبايد تاثير شعرهاي پر محتوا و همچنين موسيقيدانان و خوانندگان نامدار کرد را در حفظ اين ميراث کردي ناديده بگيريم. شگرف مي گويد : اگر چه تلاش هاي زيادي انجام شد تا ملودي هاي کردي را با ساير ملودي ها ادغام کنند ولي ملودي کردي همانند طلاي ناب است که با ملودي هاي ديگر ادغام نمي شود .
هوشنگ شگرف تصريح کرد : دست اندرکاران عرصه موسيقي بايد با استفاده از شيوه اي جديد و سازهاي اصيل کردي موسيقي کردي را بازسازي کنند و به صورت گسترده در جامعه منتشر کنند تا هويت موسيقي اصيل کردي همچنان حفظ شود.
هوشنگ شگرف ايجاد و گسترش تئوري هاي موسيقي کردي و ملودي هاي کردي در مقاطع دانشگاهي و تحصيلي را يکي ديگر از راهکارهاي خود براي حفظ موسيقي کردي مي داند.
وي در ادامه افزود : جواناني که در دوران تحصيل در کردستان به موسيقي کردي علاقه مند مي شوند پس از پذيرش در دانشگاه و در رشته موسيقي به علت نبود رشته موسيقي کردي در دانشگاه مورد پذيرش ، ناچار به موسيقي ايراني و يا فارسي روي مي آورند و اين خود مي تواند تاثيرات منفي در اصيل نگهداشتن موسيقي کردي بر جاي بگذارد.
وي افزود : از طرف ديگر جوان تحصيلکرده کردي که در دانشگاه هاي تهران پذيرفته مي شوند به علت نبود امکانات موسيقي به کردستان برنمي گردند و در تهران کار موسيقي را ادامه مي دهند که اين عامل نيز باعث مي شود در دراز مدت موسيقي کردي کمرنگ شود .
يکي ديگر از موسيقيدانان کرد در اين مورد مي گويد : موسيقي کردي يکي از پربارترين ، غني ترين و ارزشمندترين موسيقي نواحي ايران و در ميان موسيقي نواحي ، موسيقي کردي بيشترين تاثير را داشته است.
شهرام عليمحمدي افزود : تنوع ريتمي ، ملوديک و تعدد بافت هاي آوازي و سازي که در موسيقي کردي وجود دارد رنگ و بويي خاص به اين نوع موسيقي داده است.
به اعتقاد وي در هر منطقه از کردستان فرم و بافت مخصوص براي موسيقي وجود دارد و شرايط جغرافيايي و اقليمي آن منطقه بر نوع موسيقي آن منطقه تاثير گذاشته و براي مثال موسيقي منطقه هورامان با موسيقي منطقه بان ليلاخ تفاوت زيادي دارد.
وي افزود: در اورامان به علت ناهموار بودن منطقه از نظر توپولوژيک و شرايط جغرافيايي ، موسيقي گه ريان نداريم ولي در مناطقي که زمين مسطح و همواري وجود دارد اين نوع موسيقي بيشتر به چشم مي خورد.
وي اعتقاد دارد به علت پتانسيل قوي ، عنايتي که در مناطق مختلف وجود دارد و به علت ارتباط نزديک فرهنگ مناطق کردنشين و تبادلات فرهنگي با همديگر ، موسيقي کردي هم تاثير گرفته و هم تاثير گذاشته ، اما به وضوح مي توانيم بگويم که تاثيرگذاري موسيقي کردي بر ساير موسيقي ها بيشتر از تاثيرپذيري آن بوده است.
به گفته وي به علت وجود رسانه هاي زياد و دسترسي آسان به موسيقي ساير مناطق و نواحي ، تاثيري که موسيقي کردي از موسيقي هاي ديگر مي گيرد به مراتب بيشتر است .
عليمحمدي تصريح کرد : براي مثال در هيچ کشور و يا منطقه اي فرم هاي خاصي از موسيقي مانند لاووک و حيران وجود ندارد ولي در منطقه کردستان اين نوع موسيقي به دليل قدمت آن وجود دارد.
وي افزود : به همين دليل مي توان کردستان را پلي براي ارتباط بين موسيقي قديمي ايران با موسيقي جديد ايران قلمداد کرد.
به اعتقاد وي امروزه تهديداتي که موسيقي کردي را در خطر نابودي قرار داده به مراتب بيشتر از مسايلي است که براي اين نوع موسيقي امنيت ايجاد کره است.
وي افزود : مجموعه عواملي وجود دارند که باعث مي شوند موسيقي کردي يا از بين بروند ، يا به فراموشي سپرده شوند ، يا زلالي خود را از دست بدهند و يا تغيير شکل دهند.
وي ادامه داد : به نظر مي رسد که تغيير شکل موسيقي کردي بيشتر از ساير عوامل تهديدکننده آن تاثير گذاشته و در اين راستا نبود موسسه و يا انستيتوي براي جلوگري از تغيير موسيقي کردي و يا حفظ آن به اين عامل سرعت داده است.
اين موسيقيدان افزود : برخوردي که با موسيقي کردي مي شود يک نوع برخورد مدگراست يعني نسل جوان با استفاده از تاثيرات و بازتاب رسانه ها و بدون اينکه از دارايي هاي خود استفاده کند ، خود را با آن رسانه وفق مي دهد و موسيقي او نيز تحت تاثير اين نوع برخورد قرار مي گيرد . وي بيشترين خطرات موسيقي کردي را از جانب جوانان مي داند و مي افزايد : در اين نسل کمتر کسي را داريم که با استفاده از فرم هاي اصيل موسيقي خود آواز بخواند و يا به احياي آن بپردازد و حتي در برخي از اوقات برخورد نسل جوان با موسيقي کردي باعث به هجو کشيدن آن مي شود .
وي در ادامه با اشاره به اينکه موسيقي کردي در پاره اي از موارد به علت استفاده از سازهاي الکترونيکي باعث محسور شدن نوازندگان قديمي و سنتي شده افزود : البته اين بحث دليلي براي رد مطلق سازهاي الکتريکي و يا تاييد کامل آن نيست.
وي گفت : اگر بتوانيم با استفاده از مصالح موسيقي کردي مانند سازها ، فرم هاي آوازي ، ريتم ها و ملودي هاي کردي موسيقي کردي را امروزي کنيم به راحتي مي توان بين موسيقي کهن و قديمي کردي با امروزي پل ارتباطي برقرار کرد. به گفته وي با اين کار هم مي توانيم موسيقي سنتي و قديمي خود را تثبت کنيم و هم مي توانيم تهاجمات وارده بر موسيقي جلوگيري کنيم. وي حفظ فاصله در موسيقي را يکي از عناصر مهم و ارزشمند براي حفظ يک نوع موسيقي مي داند و مي گويد : مثلا در بلوچستان چون فواصل موسيقي به خوبي رعايت مي شود ، موسيقي آن ديار همچنان اصيل مانده ، اما در کردستان چون فاصله رعايت نمي شود موسيقي حالت اصيل خود را از دست داده و مردم هم کم کم به اين نوع موسيقي عادت کرده اند.
وي نبود يک مکان آکادميک و يا دانشگاهي که در آن بتوان موسيقي کردي را تدريس کرد و يا آموخت از ديگر مشکلات موسيقي کردي مي داند و مي افزايد : واحدهاي آموزشي بيشتر در راستاي موسيقي غربي يا اصيل ايراني تدريس مي کنند و جايگاهي براي تدريس سازهاي اصيل کردي مانند نرمه ني يا سرنا وجود ندارد. به گفته وي در دانشگاهاي داخل کشور بيشتر موسيقي ايراني تدريس مي شود و موسيقدانان هم بيشتر به نوازندگي سازهاي ايراني مي پردازند و چيزي براي موسيقي مقامي و نواحي و محلي نمي ماند.
|
ایران |
|
سروده زیر اثر زنده یاد سیف القضات می باشد که توسط آقای عمر خسروی ارسال گردیده و آنگونه که نوشته ند این اشعار را از روی بیاض آقای پشنگ ادحمی استنثاخ کرده و با بیاض ملا حسین مجیدی نیز مقابله و تصحیح کرده اند. لازم به یادآوری است که سیف القضات سال 1255 شمسی در مهاباد از مادر زاده شد و به سال 1323 شمسی به سرای باقی شتافت، این ادیب فرزانه پس از فراغت از فرراگیری علوم حوزوی به مطالعه و تحقیق پرداخت و در فن شعر سرآمد عصر خویش بود به نظر می رسد این سروده را در سالهای سیاه رضاخانی به نظم آورده است. |
ئاوینه
|
کشور ایران که اصلش ماییم حافظ ملک کیانش ماییم بهر استقلال او در روز و شب جانفشانی باید و رنج وتعب حفظ استقلال او باید کنیم خاک و خاشاک رهش جارو زنیم چون وطن باید مقدس داشتن آنچه خواهی چید باید کاشتن کرد را باشد به ایران افتخار هچو ايران را به کردان اعتبار تا که ایران بوده خدمت کرده ایم عرق با اغیار او نالوده ایم ما ازین کردان که از حب وطن جنگ با اصحاب کرده یک زمن دور ایران قلعه و دیوار و سور در مصاف دشمنان با وجد وشور ما که شیرانیم اندر کوهسار روبهان را کی به ایران رهگذار رستم دستان نیاک پاک ماست کینه ی ایران ز ترکان باز خواست افتخار ما صلاح الدین راد رایت اسلام را او باز داد در فتوحات قشون نادری کرد سبقت بر در نام آوری گاه ایران زنده ی زندیه شد زان وکیل کرد یک عدلیه شد ما همه ایرانی و ایرانی نژاد در حدود از ما بسی خدمت به یاد |
لیک افسوسم که مرکز حال ما می نداند وضع اضمحلال ما هرکه آید مشت بر سر می زند دست رد بر سینه و رو می زند نیست ما را راه اندر هیچ کار نه سر خدمت نه جا در انتظار نه ز تجدید معارف بهره ای نه ز تزئید مصارف صرفه ای نه به شه راه طریقت یک رهی نه ز لذات عدالت آگهی در کدامین پست دولت جای ما در چه راهی است جای پای ما شب همه تاریک و نبود آفتاب ابرها هستند روی آفتاب پشت میزان از چه با کبر و غرور در حق ما گاه اظهار امور چون به چشمان تساوی ننگرند گله را گاهی به گرگان بسپرند از سعادتهای ملکت بی نصیب مانده در اوطان اصل خود غریب یک زمانی محو دست دشمنان یک زمان پامال پای دوستان خوی ما صدق وصفا، جود و سخا غیرت و مردی، شجاعت در وغا محترم باشند مهمان پیش ما بذل مال و کسب نام، این کیش ما |
هرکس که وجدانش بیدار است و نژادپرست و نامرد نیست با دیدن اقدامات وحشیانه نظامیان ترک که در شبکه های کردی (روژ،نوروز،روژهلات،زاگرس،تیشک،گلی کردستان و... ) پخش می شود و انعکاس آن در اروپا و تلویزیونهای بی طرف جهان نیز نمایان است به راستی متوجه ملتی بسیار مظلوم تر از ملت فلسطین میشود که گناه آنان فقط کرد بودن و مالک بودن واقعی خاک کشور وحشی وبی قانون ترکیه است.
حزب عدالت و توسعه ترکیه به راستی که بایستی نام اصلیش: (حزب توسعه بی عدالتی) باشد، این نامی شایسته ودرخور این حزب وحشی در کشور وحشی ترکیه است.
میگوییم اسرائیل خاک فلسطین رااشغال نموده، بگوییم ترکیه خاک و سرزمین مادری کردها را چکار کرده؟
اگر کسی براستی درس آزادگی را از امام حسین شهید و مظلوم(ع) آموخته باشد این حکومت یزیدی زمان را نیز محکوم میکند، ترکیه دولتی است که به نسل کشی ارامنه دست زد و علویان را قلع و قمع نمود و سرزمینهای کردنشین را با وحشیانه ترین اقدامات ترک نشین کرد و بانی سیاست نژادپرستانه و غاصبانه ی (یک زبان و یک نژاد) در ترکیه است.
ترکیه مخالفان داخلی سیاستهای غلط خود را تروریست میداند، کشتن زنان وکودکان معصوم و بی گناه را چه باید نامید؟، زنان و کودکانی که برای احقاق حقوق حقه ی خویش دست به راهپیمایی میزنند و هرگز به خانه بر نمی گردند؟!
اگر مسلمان یا آزاده ای این متن را میخواند از روی واقعیت اسلام و آزادگی نظر بدهد تا جواب دندان شکنی باشد برای هر قوم وحشی در روی زمین.
با اینکه اشتراک فرهنگ و نژاد ومشابهتهای زبانی و هویتی قوم پارس و کرد یکی است و این واقعیتی غیر قابل انکار است چرا احساس میشود آنها جدای از این پیکره بزرگ تاریخی هستند؟!
از زمان شکل گیری دولت مذهبی صفویه و با تحریک و پشتوانه عثمانیها نخستین درگیریهای اصلی میان کردها با دولت مرکزی ایران شکل گرفت و موجب بوجود آمدن دیوار بی اعتمادی مابین کردها و دولت مرکزی ایران و جدایی آنان شد.
کردها بخصوص کردهای تحت حاکمیت در آمده دولت عثمانی از آغاز نخستین حرکتهای انقلابی خود(1806 م) و بعد کردهای تحت حاکمیت در آمده عراق تاکنون دوران سختی را متحمل شدند. کردهای ایران نیز تحت تاثیر قیامهای مذکور و به دلیل عدم پشتیبانی ایران از آنها با دولت مرکزی ایران درگیر اختلاف و جنگ شدند و خواهان جدایی و کسب خودمختاری شدند.و دولت ایران بخاطر از دست نرفتن مابقی سرزمین خویش تمام قیامهای آزادیخواهی ملت کرد را به شدیدترین حالت ممکن سرکوب کرد.
اگر دولت ایران برای الحاق دوباره کردها به ایران اقدامی میکرد بی شک امروز وضعیت به گونه دیگری بود.
البته یکبار در زمان جنگ جهانی اول برای الحاق دوباره کردهای جدا شده از ایران داشت اقدام جدی صورت میگرفت، اما این اقدام در پی خیانت وثوق الدوله که عامل وسرسپرده انگلیسیها بود با شکست مواجه شد. پس از آن در زمان پهلوی و جمهوری اسلامی این هدف پیگیری نشد، این در حالی است که دولت ترکیه هنوز هم بخاطر توسعه طلبی و و تمدن غارت و چپاولی که دارد خواهان الحاق استانهای کرکوک و موصل به خاک خود است. البته ایران کمکهای مادی در جهت تضعیف کشورهای همسایه بخصوص عراق (زمان جنگ تحمیلی) به کردها میکرد. ولی برای آزادی ملت کرد هیچ اقدام دیگری ننمود.
کشورهای منطقه (ترکیه،عراق،سوریه،ایران) نیز به هر نحو ممکن جهت تامین منافع خود گروههای مسلح کرد هر گدام از کشورهای منطقه را مورد حمایت قرار دادند تا علیه دیگران وارد عمل شود.
کردها بیش از این از دولتمردان سیاسی ایران انتظار داشته و دارند که آنها را در مقابل حمله های ناجوانمردانه و گستاخانه (ترکها و عربها و ...)مورد حمایت قرار دهند، انتظاری که رهبران بزرگ کردها (ملک محمود برزنجی،ملا مصطفی بارزانی و ...) علنا آن را به زبان آوردند.
امروزه کردها به لطف تکنولوژی ارتباطات توانسته اند صدای انقلاب و خواسته های خود را به گوش جهانیان برسانند و قیم و انقلاب خود را در سطح جهان فراگیر کنند. شبکه های تلویزیونی :کردستان،کردست،روژ،روژهلات،نوروز(دو شبکه)،میزوپوتامیا(به معنی سرزمین ماد)،کوموله،تیشک،آسوست،پیام،گلی کردستان،کرد1 ،زاگرس و...در اروپا وعراقراه اندازی شده اند و به خوبی تمامی مسائل مربوط به تحولات کردها راتحت پوشش خود قرار میدهند و جنایات استعمارگران را (الخصوص ترکیه) بی وقفه به جهانیان مخابره میکنند و نمایش میدهند.
کشورهای ترکیه و عراق در دهه های گذشته (هم اکنون نیز ترکیه و سوریه) کردها را چنان در محدودیت قرار دادند که مجال هیچ گونه خودنمایی نداشتند. از حرف زدن به زبان مادری خود منع شدند و هرگاه طلب حقوق پیمال شده خویش مینمودند آنان را یاغی و شرور تروریست و...معرفی می کردند.
در دهه 1990 کردها بخصوص کردهای حزب کارکران کردستان(پ.ک.ک) در شهرهای مختلف جهان دست به تظاهرات وسیع زدند، نکته قابل توجه حرکت کردها در این راهپیماییها خودسوزیهایی بود که در شهرهای اروپایی و ترکیه پیش آمد که برای کسب آزادی سایر کردها در میان شعله های آتش سوختند و نگاه جهانیان را به خود جلب کرده و اثر تاثیرگذاری را در محافل بین المللی به جای گذاشتند.این اعتراضات باعث شد تا ترکیه از اقدامات وحشیانه و خصمانه خود تا حدودی عقب نشینی کند و به خاطر ترس از خشم ملت کرد و انتقاد سازمان حقوق بشر حتی مجبور شد از اعدام عبدالله اوجالان خودداری کند.
وحشیانه ترین کشتارها در چندین دهه گذشته ود پی قیام کردها بی گمان از سوی دولتهای عربی و عراق علیه کردها صورت گرفت. بمبارانهای شیمیایی و ویران کننده در دهه های 50 و 60 و 80 هیچگاه از ذهن ملت کرد و جهانیان حامی حقوق بشر فراموش نخواهند شد. بمباران شیمیایی شهرهای سردشت و حلبچه لکه ننگینی بود که بر دامن رژیم بعث عراق نشست. و هزاران انسان بی گناه به جرم کرد بودن و طلب آزادی برای همیشه نفسهایشانت بند آمد. و کودکان معصوم آینده خود را در فضای گازهای شیمیایی به گور بردند. ( زمان جنگ تحمیلی کل شهرهای کردنشین عراق پشتیبان ایران بودند و به همین علت موجب خشم دولت غاصب عراق در زمان صدام معدوم شدند). به راستی گناه این مردمان چیست، که بایستی محکوم به مرگ،بیخانمانی،آوارگی،و... شوند؟! مگر نه اینکه آنها در سرزمین مادری خود خواستار آزاد زیستن ودارا بودن حداقل حقوق حقه ی خود بودند؟!
امروز با توجه به شرایط پیش آمده چرخ چپ گرد زمانه به حرکت درآمده و همان کشورهایی که ازهنگام روی آمدن کشور عراقبه حکام و رژیمهای این کشور کمک کردند و کردها را به طرق مختلف سرکوب وقتل عام کردند، همان دولتهای بزرگ به ظاهر به حمایت کردها برخاسته اند و خواهان کسب خودمختاری برای کردهای عراق هستند و این قول مساعدت را جهت شکل گیری حداقل منطقه خودمختاری برای کردهای عراق داده اند . اگر این وضعیت پیش آید نقطه امیدی برای کردهای دیگر مناطق در آینده است. اما با توجه به اینکه ترکیه به شدت از شکل گیری منطقه خودمختاری کردها در شمال عراق به شدت وحشت دارد احتمال اینکه با دادن امتیازات زیاد و باجهای سنگین به آمریکا مانع حرکت سریع این قضیه شود بسیار زیاد است، چونکه ترکیه در وسعت سرزمینهای کرد برای خود نامی بهم زده است والا کشوریست از لحاظ وسعت مانند سوریه.
البته کردها باید هوشیار باشند و گول وعده های دروغین کشورهای استعماری را نخورند چرا که آنها هیچ گاه به فکر حمایت از مردم منطقه نبوده اند و صرفا دنبال منافع خود و به دست آوردن نفت و گاز و ... در منطقه هستند. و این احتمال وجود دارد که چون گذشته با وعده های تو خالی برای مدت زمانی کردها را سر گرم کنند و بار دیگر دولت مرکزی جدید عراق را خواه ناخواه عربی هم هستند به جان کردها بیندازند. مگر اینکه هوشیار بوده واجازه ندهند تاریخ بار دیگر برای آنان تکرار شود.
امیدواریم روزی فرا رسد که دیگر ملت کرد زیر چرخ گردون زمانه و تازیانه حکومتهای جبار قرار نگیرند و مرزی سیاسی در میان نباشد و طلوع خورشید رهایی و آزادی سپیده دمان از کوههای البرز سر بر آورد و به آزادی و استقلال ملت کرد سلام کند.
اینکه عده ای از روی نا آگاهی جمعیت کردها را قلیل میدانند سخت در اشتباهند زیرا جمعیت کردها اکنون حداقل پنجاه و پنج میلیون نفر است که بدین گونه پراکنده اند:
کردهای ایران حداقل دوازده میلیون نفر-کردهای ترکیه حداقل سی و سه میلیون نفر-کردهای عراق حداقل پنج میلیون نفر-کردهای سوریه حداقل سه میلیون نفر-کردهای روسیه حداقل دو میلیون نفر
اینکه گفتیم حداقل چون در ایالات و مناطق کردنشین سرشماری به عمل نیامده و جمعیت کردها ثبت نگردیده استچونکه جمعیت کردها مبتنی بر آمار و ارقام مسئله ایست که با آن با حساسیت برخورد میشود و به علت انگیزه های سیاسی رقم واقعی جمعیت کردستان منتشر نمیشود و آنچه که در اینجا آوردیم گزارشی است از نوشته های خاورشناسان و جهانگردان اروپاییی.
کردها اقلیت نیستند یک ملتند:
کردها همه شرایط وعوامل اساسی یک ملت را دارند عواملی مهم و اساسی که عبارتند از:1-زبان مشترک 2-سرزمین مشترک و پیوسته 3- آداب و رسوم مشترک (فرهنگ) 4-دین و مذهب مشترک
پس ملت کرد که یکی از ملل دارای تکامل خاور میانه میباشند را کدام عامل میتواند اقلیت به شمار آورد جز سیاستهای شوم دولتهای استعمارگر و امپریالیست؟
بسیار واضح است که امپریالیستها هدفشان از استعمار و تقسیم کردستان از بین بردن ملت کرد است اما مسئله کردستان هرگز خاتمه نخواهد یافت و ملت کرد به مبارزات بی امان خود ادامه میدهند تا زمانی که از زیر سلطه امپریالیستها خارج شوند و به استقلال و آزادی که حق مسلم آنهاست دست یابند وتا زمانی که پیمانهای نظامی امپریالیستها را با شکست مواجه نکنند از مبارزات ضد امپریالیستی خویش دست بر نخواهند داشت.
